بردار از چهره نقابت را

بدون دیدگاه

اشعار عاشقانه

یک نیمه شب می شد ببینم عکس خوابت را..!!!
می گفتمت: بر دار از چهره ، نقابت را

تا بیشتر بشناسمت ای کمترین از خود
تا پی بری حال من و حال خرابت را

لب تشنه ی عشق از همیشه بودنم ، عشقست
می میرم و قدری ننوشم تا سرابت را

آغوش احساس ترا من ، پر نخواهم کرد
رویای وهم لحظه لحظه انتخابت را

ته مانده ی غمهای من ، نوش دل تنگم
– خوشتر ، که بندم مو به مو شرح شرابت را

بی پاسخم ، چشم ترا ، ابرو مکن نازک
می خواستی این زودتر گیری جوابت را ؟!

آرامشی از جنس عطر صبح می گیرم
ای بخت تیره حس کنم وقتی شتابت را

من شاعر با درد از دیرینه ، نزدیکم
با اینهمه می خواهم از دل اجتنابت را

خواهی که بیدارم کنی ، دست از سرم بردار
یا آنکه بردار از نگاه من ، نقابت را…

دانـــــلود

مشخصات

  • 181 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    بدو بوسه دات کام
    کبریت های سوخته روزی درخت های شادابی بودن ! مثل ما که روزگاری میخندیدیم قبل از این که عشق روشنمان کند
    دیدن مطلب
    ترانه‎های عاشقانه
    بی تــو ترک برداشته ام و به هر بهانه ای ، دلم می شکند ، گاهی گم می شوم پشت پنجره ها و سکوتم را بغض می کنم تا نشنوند صدای شکستنم را
    دیدن مطلب
    دلم عجیب گرفته
    دلم عجیب گرفته… دل‌گیرم از آدمک‌هایی که تنها سایه‌ای هستند از تمام آنی که می‌نمایند دل‌گیرم از نقاب‌هایی که بر چهره می‌کشند دل‌گیر از صورتک‌ها…
    دیدن مطلب
    شعرمی خوانم برایت
    شعرمی خوانم برایت گرچه حالم خوب نیست قهوه میریزم برایت فالمان مطلوب نیست خواب می بینم در آغوش تو ام هرنیمه شب میشود تعبیر خواب من ولی محبوب نیست بوسه برلبهای حسرت میزنم هرروزوشب قاب ...
    دیدن مطلب
    ببوس مرا
    باید ببوسی چشــم های روشنــم را تا پــُر کنــد آغــوش تــو حجـمٍ تنــــم را تـلخ است فـال قهــــوه ی چشمم و شاید شیرین کُند طعــــمٍ لبت بوسیدنم را تا حلقه گیسـوی تو راهی دراز ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    من اینجا غرقِ اندوهم تو هم درگیرِ یک وهمی داریم روزا رو میبازیم چرا اینو نمی فهمی
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    تازگیها ادم ها ادم میدرند و گرگ ها ... بیچاره ها بیکار شده اند...
    دیدن مطلب
    دانلود آهنگ سفره‌ی عید از گروه سون به همراه متن ترانه
    عاشق اینم که همش به ساعتم نگاه کنم قلبم و بی قراره تو لحظه رو چشم به راه کنم برای اینکه برسی فقط خدا خدا کنم منکه دارم حس میکنم خودمو تو ثانیه ...
    دیدن مطلب
    موج، می آمد، چون كوه و به ساحل می خورد ! از دل تیره امواج بلند آوا، كه غریقی را در خویش فرو می برد، و غریوش را با مشت فرو می كشت، نعره ...
    دیدن مطلب
    تا نفسم بود
    می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار روشنگرِ شبهای بلندِ قفسم بود آن بختِ گُریزنده دمی ...
    دیدن مطلب
    اشعار عاشقانه
    سرشارم ازلطافت و آرامش ‎ لبریزازعشق ‎ هوایم باران خورده و لطیف‎ دست دردست هم ‎ دیدگانم را می نوازند‎ خاطره های دلنشین با تو می رقصند و  می رقصند‎ با برگهای درختان آسمانم پوشیده شده از ابرهای ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – آه و ناله
    هر دم چو توپ می زندم پشت پای وای کس پیش پای طفل نیفتد که وای وای دیر آشناتر از توندیم ولی چه سود بیگانه گشتی ای مه دیرآشنای وای در دامنت گریستن سازم ...
    دیدن مطلب
    کبریت های سوخته
    صدای شکستن
    دلم عجیب گرفته
    شعرمی خوانم برایت
    ببوس مرا
    من اینجا غرقِ اندوهم
    بیچاره گرگ ها
    دانلود آهنگ سفره‌ی عید از گروه سون به
    اشعار فریدون مشیری – آی آدمها
    تا نفسم بود
    پاییزی‎
    اشعار شهریار – آه و ناله

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید