اشعار شهریار – افسانه شب

بدون دیدگاه
اشعار شهریار - افسانه شب

اشعار شهریار – افسانه شب

ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد
سیمای شب آغشته به سیماب برآمد
آویخت چراغ فلک از طارم نیلی
قندیل مه آویزه محراب برآمد
دریای فلک دیدم و بس گوهر انجم
یاد از توام ای گوهر نایاب برآمد
چون غنچه دل تنگ من آغشته به خون شد
تا یادم از آن نوگل سیراب برآمد
ماهم به نظر در دل ابر متلاطم
چون زورقی افتاده به گرداب برآمد
از راز فسونکاری شب پرده برافتاد
هر روز که خورشید جهانتاب برآمد
دیدم به لب جوی جهان گذران را
آفاق همه نقش رخ آب برآمد
در صحبت احباب ز بس روی و ریا بود
جانم به لب از صحبت احباب برآمد

دانـــــلود

مشخصات

  • 146 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    چگونه پیچک غم ارغوان شادی را به باغ خاطر ما جاودانه پژمرده است چگونه کم کم زنگار ناامیدی ها جلای آیینه شورو شوق رابرده است لبان ما دیری است به هم فشرده چو نیلوفران نشکفته ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    دلتنگ تو امروز شدم تا فردا فردا شد و باز هم تو گفتی فردا امروز دلم مانده و یک دنیا حرف یک هیچ به نفع دل تو تا فردا...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – باد بهار
    کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آئی ماه در ابر رود چون تو برآئی لب بام گل کم از خار شود چون تو ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – شهر آشوب
    خراب از باد پائیز خمارانگیز تهرانم خمار آن بهار شوخ و شهر آشوب شمرانم خدایا خاطرات سرکش یک عمر شیدایی گرفته در دماغی خسته چون خوابی پریشانم خیال رفتگان شب تا سحر در جانم ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – افسانه شاعر
    نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم سر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم من از دل این غار و تو از قله آن قاف از دل بهم افتیم و به جانانه ...
    دیدن مطلب
    دانلود آهنگ اگه داشتم تو را از معین به همراه متن ترانه
    اگه داشتم تو رو دنیام یه صفای دیگه داشت شب عشقم واسه من حال و هوای دیگه داشت اگه داشتم تو رو رسوای عبادت می شدم دلم این خسته یه عاشق یه خدای ...
    دیدن مطلب
    چون بوم بر خرابه دنیا نشسته ایم اهل زمانه را به تماشا نشسته ایم بر این سرای ماتم و در این دیار رنج بیخود امید بسته و بیجا نشسته ایم ما را غم خزان ...
    دیدن مطلب
    طالع من
    در طالعم نبود که با تو سفر کنم رفتم که رنج های تو را مختصر کنم این روزها سکوت من از ناتوانی است من کیستم که از تو بخواهم حذر کنم؟ هرگز مباد این ...
    دیدن مطلب
    لحظه ی جدایی
    از لحظه ی جدایی دیگر سخن نمی گفت فهمیده بودم اما چیزی به من نمی گفت گفتم که می توانیم با هم دوباره باشیم؟ لبخند بی جوابش از ما شدن نمی گفت آتش به ...
    دیدن مطلب
    دانلود آهنگ کفتر کاکل بسر از معین به همراه متن ترانه
    کفتر کاکل به سر های های این خبر از من ببر وای وای بگو به یارم که دوسش دارم بگو برگرده چشم براشم من خاطر خواشم من من برات هر چی میگفتم همه از دل ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – لب شیرین
    مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم خوش رویهم آن شب من و مه ریخته بودیم دور از لب شیرین تو چون شمع سیه روز خوش آتش و آبی به هم آمیخته بودیم با ...
    دیدن مطلب
    اشعار عاشقانه
    زندگی‌ مانند یک پتوی کوتاه است. آن را بالا می‌کشید، انگشت شستتان بیرون می زند؛ آن را پایین می‌کشید شانه‌هایتان از سرما می لَرزَد... آدم های وسواسی؛ مدام در حال تست اندازه پتو هستند ...
    دیدن مطلب
    اشعار فریدون مشیری – ارغوان شادی
    دلتنگ تو
    اشعار شهریار – باد بهار
    اشعار شهریار – شهر آشوب
    اشعار شهریار – افسانه شاعر
    دانلود آهنگ اگه داشتم تو را از معین
    اشعار فریدون مشیری – شمع مرده
    طالع من
    لحظه ی جدایی
    دانلود آهنگ کفتر کاکل بسر از معین به
    اشعار شهریار – لب شیرین
    زندگانی

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید