گفتگوی غنچه و گل

بدون دیدگاه

گفتگوی غنچه و گل

غنچه با دل گرفته گفت :
زندگی لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت:
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه و گل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر می کنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!
(قیصر امین پور)

دانـــــلود

مشخصات

  • 223 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    قطره باران
    قطره باراني مست در سحري سبز بركف صورتي دستم ايستاده بر پلي ميان دو تنهايي خيابان زير پل سرگيجه اي از اغتشاش تهوعي از هول و هراس كاغذ پاره هايي رقصان در باد باد ابرها را برد باران شد تمام من ...
    دیدن مطلب
    شعر‌های عاشقانه
    سراپا اگر زرد و پژمرده‌ايم ولي دل به پاييز نسپرده‌ايم چو گلدان خالي، لب پنجره پر از خاطرات ترك خورده‌ايم اگر داغ دل بود، ما ديده‌ايم اگر خون دل بود، ما خورده‌ايم اگر دل دليل است، ...
    دیدن مطلب
    قطره باران
    سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید