اشعار شهریار – سرود ساربان

بدون دیدگاه
اشعار شهریار - سرود ساربان

اشعار شهریار – سرود ساربان

بهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند
به گوشم ناله بلبل هزاران داستان خواند
به مرغان بهاری گو که این مرغ خزان دیده
دگر سازش غم انگیز است و آواز خزان خواند
دل وامانده ام بس همرهانش کاروانی شد
اگر خواند به آهنگ درای کاروان خواند
چه ناز آهنگ ساز دل که هم دلها به وجد آرد
اگر از تازه ها گوید و گر از باستان خواند
اگر تار دل و مضراب سوز جادوان داری
به سازی پنجه کن جانا که سیمش جاودان خواند
دلا ما را به خوی خوانده ست دکتر مرتضای شمس
نه آخر شمس ملا را به آذربایجان خواند
به پشت اشتران کن شهریارا بار مولانا
که شمست مرحبا گویان سرود ساربان خواند

دانـــــلود

مشخصات

  • 74 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    اشعار شهریار – چشم مست
    برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت بازار شوق پردگیان باز درگرفت شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت زین خوشترت کجا خبری در زند که ...
    دیدن مطلب
    اشعار عاشقانه
    نگاه کن من چه بی پروا، چه بی پروا به مرز قصه های کهنه می تازم نگاه کن با چه سرسختی تو این سرما برای عشق یه فصل تازه می سازم یه فصل پاک، ...
    دیدن مطلب
    اشعار عاشقانه
    در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریم یارای گفتن گله‌ها نیست، بگذریم دردیست در دلم که دوایش نگاه توست دردا که درد هست و دوا نیست، بگذریم گفتی رقیب با من تنها مگر کجاست؟ گفتم ...
    دیدن مطلب
    اشعار عاشقانه
    یـک روز به خودت می آیــی آن روز می فهمــی خـودت را به پــای کسـی کـه هیــچ وقــــت پیـشت نبــوده ، پیــر کــردی …
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    رفتنهمیشه آنقدرها هم که می گویند بد نیست...فکرش را بکن ، مثلاً اگر پدر به جنگ نمی رفتمن نمی دانم ، این شعر راایران رامادر رابه فارسی می نوشتم یا...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    مثل تمام روزهای خوب مثل تمام کوچه های خوشبخت که از خاطرات کودکیمان سرشار است... مثل تمام آوازهایی که نمی رود از یاد مانند ترانه نگاهت که عشق را یاد من داد... به هر بهانه ای تو را دوست ...
    دیدن مطلب
    کدوم خواستن کدوم جنون کدوم عشق شاید خیلی از این حرفا دروغه تا وقتی باهمیم از عشق میگیم نباشیم قولمون حتا دروغه از این عشقایی که زنجیر میشه هوس‌هایی که دامن‌گیر میشه می‌ترسم چون دلم بی‌اعتماده به ...
    دیدن مطلب
    عاقبت پاییز شد
    آنـقـدر دیـر آمـدی تا عـاقـبـت پـایـیــز شـد کاسـه ی صبـرم از این دیـر آمدن لبریـز شد تیـر دیوانـه شـد و مـرداد هم از شهـر رفـت از غمـت شـهـریــور بیچـاره حلـق آویـز شـد مـهـر بـا ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    دفتر یادداشت روزانه دختر:امروز باهاش بهم زدم. بهش گفتم یه خواستگار دارم که خیلی پاکه و میتونه خوشبختم کنهفکر کردم بهم می گه نرو بمون. اما اون گذاشت که برمبه ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – بهار
    صبا به شوق در ایوان شهریار آمد که خیز و سر به در از دخمه کن بهار آمد ز زلف زرکش خورشید بند سیم سه تار که پرده های شب تیره تار و ...
    دیدن مطلب
    بردار از چهره نقابت را
    یک نیمه شب می شد ببینم عکس خوابت را..!!! می گفتمت: بر دار از چهره ، نقابت را تا بیشتر بشناسمت ای کمترین از خود تا پی بری حال من و حال خرابت ...
    دیدن مطلب
    دانلود آهنگ شب گریه از ابی به همراه متن ترانه
    ساده بودی مثل سایه مثل شبنم رو شقایق مثل لبخند سپیده مثل شب گریه عاشق بی تو شب دوباره آینه روبرو یه غم گرفته پنجره بازه به بارون من ولی دلم گرفته واژه رنگ ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – چشم مست
    نگاه کن به من
    شهر عشق
    یک روز میفهمی
    رفتن
    تمام روزهای خوب
    ترانه‎های عاشقانه
    عاقبت پاییز شد
    دفتر یادداشت روزانه
    اشعار شهریار – بهار
    بردار از چهره نقابت را
    دانلود آهنگ شب گریه از ابی به همراه

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید