اشعار شهریار – خواب و خماری

بدون دیدگاه
اشعار شهریار - خواب و خماری

اشعار شهریار – خواب و خماری

دوش در خواب من آن لاله عذار آمده بود
شاهد عشق و شبابم به کنار آمده بود
در کهن گلشن طوفانزده خاطر من
چمن پرسمن تازه بهار آمده بود
سوسنستان که هم آهنگ صبا می رقصید
غرق بوی گل و غوغای هزار آمده بود
آسمان همره سنتور سکوت ابدی
با منش خنده خورشید نثار آمده بود
تیشه کوهکن افسانه شیرین میخواند
هم در آن دامنه خسرو به شکار آمده بود
عشق در آینه چشم و دلم چون خورشید
می درخشید بدان مژده که یار آمده بود
سروناز من شیدا که نیامد در بر
دیدمش خرم و سرسبز به بار آمده بود
خواستم چنگ به دامان زنمش بار دگر
نا گه آن گنج روان راهگذار آمده بود
لابه ها کردمش از دور و ثمر هیچ نداشت
آهوی وحشی من پا به فرار آمده بود
چشم بگشودم و دیدم ز پس صبح شباب
روز پیری به لباس شب تار آمده بود
مرده بودم من و این خاطره عشق و شباب
روح من بود و پریشان به مزار آمده بود
آوخ این عمر فسونکار بجز حسرت نیست
کس ندانست در اینجا به چه کار آمده بود
شهریار این ورق از عمر چو درمی پیچید
چون شکج خم زلفت به فشار آمده بود

دانـــــلود

مشخصات

  • 207 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    عشق من
    عشق من باورت بشود یا نه . . .!!! روزی میرسد که دلت برای هیچکس به انداره ی من تنگ نخواهد شد. . . برای نگاه کردنم . . . خندیدنم . . . اذیت ...
    دیدن مطلب
    قسم به عشق
    قسم به عشق ، که گمگشته ی دلم بودی اگر کنار تو بودم ، مکملم بودی به خاک مشترک و پاک هر دو مان سوگند من از وجود تو بودم ، تو از ...
    دیدن مطلب
    این سکوت و این هوا و این اتاق شب به شب به خاطرم میاردت توی این خونه هنوزم یه نفر نمیخواد باور کنه نداردت نمیخواد باور کنه تو این اتاق دیگه ما با هم نفس ...
    دیدن مطلب
    یک سینه بود و این همه فریاد می برد بانگ خود را تا برج آسمان می کوفت مشت خود را بر چهره زمان زنجیر می گسست دیوار می شکست انگار حق خود را می خواست می ...
    دیدن مطلب
    تا نفسم بود
    می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار روشنگرِ شبهای بلندِ قفسم بود آن بختِ گُریزنده دمی ...
    دیدن مطلب
    ﺗﺮﺱ ﺑﺮﺍﻯ چه
    ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭﻗﺘﻰ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﺴﻰ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ... ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﺴﻰ ﻃﺎﻗﺖ ﮐﻢ ﻣﺤﻠﻰ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ... ﺑﺮﻭ !  ﺗﺮﺱ ﺑﺮﺍﻯ چه ؟ ﻭﻗﺘﻰ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ...
    دیدن مطلب
    اشعار عاشقانه
    از زمانی که به دنیای تو عادت کردم به تو اندازه خورشید حسادت کردم هر کجا رفتم و هر گاه درختی دیدم از تو و سادگی و عشق روایت کردم یاس و نرگس همه ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – غم دنیا
    چند بارد غم دنیا به تن تنهایی وای بر من تن تنها و غم دنیایی تیرباران فلک فرصت آنم ندهد که چو تیر از جگر ریش برآرم وایی لاله ئی را که بر او ...
    دیدن مطلب
    دانلود آهنگ آدم خوار از احسان خواجه امیری به همراه متن ترانه
    تو پی کدوم ستاره پشت ابرا خونه کردی رفتی و چیزی نگفتی گریه رو بهونه کردی من سوال ساده تو تو جواب مشکل من ردپای رفتن تو روی صحرای دل من کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده شهر ماه تو ...
    دیدن مطلب
    دانلود و متن آهنگ تولد از افشین آذری
    هیچی نباشی غیر تو میمیرم،عادتمه پای کیک تو بشینم امروز همون روزیه که همیشه میگفتی پیشت نباشم نمیشه تولدت میارکه عزیزم هر چی گله به پای تو میریزم الهی صدساله بشی عزیزم تولدت ...
    دیدن مطلب
    دانلود آهنگ های افشین اذری
    غمت با سینه خو کرده دلم رو زیرو رو کرده منو بی آبرو کرده منو بی آبرو کرده چرا رفتی ک تنهاشم اسیر دست غم باشم شب روز تو خودم باشم شب روز تو خودم باشم اگه اشکی ...
    دیدن مطلب
    خدا را لمس باید کرد
    تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم ! من را به من نبودن محکوم نکن ! من همانم که درگیر عشقش بودی ! یادت نمی آید ؟! من همانم ! حتی اگر ...
    دیدن مطلب
    عشق من
    قسم به عشق
    ترانه‎های عاشقانه
    اشعار فریدون مشیری – فریاد
    تا نفسم بود
    ﺗﺮﺱ ﺑﺮﺍﻯ چه ؟
    دنیای تو
    اشعار شهریار – غم دنیا
    دانلود آهنگ آدم خوار از احسان خواجه امیری
    دانلود و متن آهنگ تولد از افشین آذری
    دانلود و متن آهنگ تقصیر چشمات از افشین
    من

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید