اشعار شهریار – خویشتن

بدون دیدگاه
اشعار شهریار - خویشتن

اشعار شهریار – خویشتن

خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن
گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن
ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن
سایه دولت همه ارزانی نودولتان
من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن
بر کمال نقص و در نقص کمال خویش بین
گر به نقص دیگران دیدی کمال خویشتن
کاسه گو آب حرامت کن به مخموران سبیل
سفره پنهان می کند نان حلال خویشتن
شمع بزم افروز را از خویشتن سوزی چه باک
او جمال جمع جوید در زوال خویشتن
خاطرم از ماجرای عمر بی حاصل گرفت
پیش بینی کو کز او پرسم مآل خویشتن
آسمان گو از هلال ابرو چه می تابی که ما
رخ نتابیم از مه ابر و هلال خویشتن
همچو عمرم بی وفا بگذشت ما هم سالها
عمر گو برچین بساط ماه و سال خویشتن
شاعران مدحت سرای شهریارانند لیک
شهریار ما غزل خوان غزال خویشتن

دانـــــلود

مشخصات

  • 193 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    دوستت دارم
    برای هر تنهایی... قبل از خواب دلم عجیب هوای ِ این را کرد که برای کسی بنویسم دوستش دارم..... امان از خواسته هایی که دل ِ بی رمق را مچاله میکند در خودش...! کسی را ...
    دیدن مطلب
    دانلود آهنگ برای آخرین بار از احسان خواجه امیری به همراه متن ترانه
    تا حالا سراغی از خودت گرفتی توی خلوت خلوتی که تورو روبروت بشونه توی آینه‌ت تا حالا قلبتو تو سکوت شنیدی خود بی نقابتو یه لحظه دیدی ما هنوز تو برهوتی از دروغ دربه ...
    دیدن مطلب
    دل از سنگ باید كه از درد عشق ننالد خدایا دلم سنگ نیست مرا عشق او چنگ اندوه ساخت كه جز غم در این چنگ آهنگ نیست به لب جز سرود امیدم نبود مرا بانگ ...
    دیدن مطلب
    ترانه‎های عاشقانه
    سکوت گورستان رامیشنوى؟ دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ... میرسد روزی که هرگز در دسترس نخواهیم بود ... خاک آنتن نمیدهد که نمیدهد...! ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ ... ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ... ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – چراغ روحانی
    خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی ای ز چشمه نوشت چشم و دل چراغانی سرفرازی جاوید در کلاه درویشی است تا فرو نیارد کس سر به تاج سلطانی تا به کوی میخانه ایستاده ام ...
    دیدن مطلب
    تا شهر و دیار جان سفر کردم زین تیره مغاک رفع شر کردم از شوق و امید زاد ره بردم و ز شهپر عشق بال و پر کردم راهم به دیار اسمانها بود الحق سفری ...
    دیدن مطلب
    وای باران باران
    وای باران باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ می پرد مرغ نگاهم تادور وای باران باران پر مرغان ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – زمستان
    زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را ولیکن پوست خواهد کند ما یک لا قبایان را ره ماتم سرای ما ندانم از که می پرسد زمستانی که نشناسد در دولت سرایان را به دوش ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – زکات زندگی
    شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    من همیــــنمنه چشمان آبـــی دارمنه کفش های پاشنه بلــندهمیشه کتـــانی میپوشمروی چمن ها غلت میزنمعشوه ریختن را خوب یادم نداده اندوقتی از کنارم رد میشویبوی ادکلنم مستت نمیکندنگران پاک شدن ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – نفرین
    چو ابرویت نچمیدی به کام گوشه نشینی برو که چون من و چشمت به گوشه ها بنشینی چو دل به زلف تو بستم به خود قرار ندیدم برو که چون سر زلفت به ...
    دیدن مطلب
    کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت
    کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت تا که برگردم شنیدم ،از غمم نالیدو رفت دیده بودم خواب مادر را شب میلاد من لحظه ای آمد کنارم،صورتم بوسیدو رفت مادرم چندین بهاراست،ازکنارم رفته است مثل ...
    دیدن مطلب
    برای هر تنهایی
    دانلود آهنگ برای آخرین بار از احسان خواجه
    اشعار فریدون مشیری – نغمه ها
    ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ
    اشعار شهریار – چراغ روحانی
    اشعار فریدون مشیری – به یاد او
    وای باران باران
    اشعار شهریار – زمستان
    اشعار شهریار – زکات زندگی
    من همینم
    اشعار شهریار – نفرین
    کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید