من از مستی هراسم نیست

بدون دیدگاه

من از مستی هراسم نیست
ازآن مستان بی مقدارمی ترسم
زعشق هرگز نترسیدم ؛
گریزانم از آن عاشق که یک دل دارد و یکصد هزار دلبر
و نام عشق را بر خاک میمالد …
و هر دم در خیال خویش تمنای نگار تازه ای دارد !
ز تنهائی مرا پروا نبود هرگز ؛
از آن تن ها …
که بر تن میزنند چنگی ز نامردی …گریزانم !
در این آشفته بازار رفاقت ها …
به دنبال رفیقی ناب میگردم،
زهی باطل خیالم را …
که من مخمور و اینک در پی یک خواب میگردم

دانـــــلود

مشخصات

  • 413 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید