چه صدف‌ها که به دریای وجود
سینه‌هاشان ز گهر خالی بود!
ننگ نشناخته از بی‌هنری
شرم ناکرده از این بی‌گهری
سوی هر درگهشان روی نیاز
همه جا سینه گشایند به ناز…
زندگی – دشمن دیرینه من-
چنگ انداخته در سینه من
روز و شب با من دارد سر جنگ
هر نفس از صدف سینه تنگ
دامن افشان گهر آورده به چنگ
وان گهرها… همه کوبیده به سنگ!

دانـــــلود

مشخصات

  • 163 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید