اشعار فریدون مشیری – غریب

بدون دیدگاه

دست مرا بگیر که باغ نگاه تو
چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود
من جاودانیم که پرستوی بوسه ات
بر روی من دردی ز بهشت خدا گشود
اما چه میکنی
دل را
که در بهشت خدا هم غریب بود

دانـــــلود

مشخصات

  • 344 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید