و من چه شادترینم

بدون دیدگاه

اشعار عاشقانه

و من چه شادترینم، برای آمدنت
کنم هُمای دل و جان، فدای آمدنت
سری که در همه احوال، سرفرازی کرد
کنون نثار کنم من، به پای آمدنت
شکوفه زد به گیاه ِ دلم، بهار آمد
میان برف ِ زمستان، صفای آمدنت
بگو به مُطرب و ساقی، که بزم آرایند
به شادباش و، دم ِ دلگشای آمدنت
دلم چو مرغ ِ قفس، بی‌قرار و بی‌تاب است
گشوده بال و پری، در هوای آمدنت
شبم که خواب نیاید به چشم، تا به سحر
مباد بگذرم از، کیمیای آمدنت
تمام ِ عمر شمردم، عبور ِ عقربه را
به ساعت ِ دل ِ خود، لحظه‌های آمدنت…
دوباره روز به شب آمد و، دلم تنگ است
برای عاشقی و، روزهای آمدنت

دانـــــلود

مشخصات

  • 327 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    بدو بوسه دات کام
    به لبهایم مزن قفل خموشی که در دل قصه ای ناگفته دارم ز پایم باز کن بند گران را کزین سودا دلی آشفته دارم
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    کاش وقتی دل میشکست و اون دل می بست یک دل دیگر جای اون نمی نشست کاش وقتی دلم دوباره هوای دل بستن رو میکرد یاد او دل که می شکست رو میکرد
    دیدن مطلب
    دست مرا بگیر که باغ نگاه تو چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود من جاودانیم که پرستوی بوسه ات بر روی من دردی ز بهشت خدا گشود اما چه میکنی دل را که در ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    من یک دخترم وقتی دلم میگیرد بشقاب ها را نمیشکنم شیشه ها را نمیشکنم غرورم را نمیشکنم دل کسی را نمیشکنم زورم به تنها چیزی که میرسد این بغض لعنتی است ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    من از این شهر میرم شهری که ستاره هاش خاموشه معشوق عاشقش رو میفروشه به هیچ و پوچ زندگی من از این شهر میرم...شهری که به ظاهر آشنا زیاده اما تو نمیدونی درداتو تو تنهایی ...
    دیدن مطلب
    حس دلچسبی دارم خواب هستم انگار مهمونی برای تو شاد باش بسیار مثل فیلم کوتاه حیرت انگیز خواب نمی خوام بیدار بشم خورشید امروز و نتاب سایه ای از یک رقص می لرزه رو ...
    دیدن مطلب
    یک کوچه ی تنها و من
    بوي باران ، بوي نم ، يك كوچه ي تنها و من بغض سنگين، بوي غم، يك عالمه رؤيا ومن وقت رفتن چشم من پاي دلت افتاده بود چشم گريان، دست لرزان،شد دلي ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    دلم گرفته ای دوست ! هوای گریه با من گر از قفس گریزم ،کجا روم کجا من؟ نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج...رها رها ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    می خواهند به من بباورانند جدایی را؛ که رفته ای؛ که فراموش کنم بودن ها را... باشد، فراموش... اما به همه بگویید من صندلی کنار دستم را به هیچ غریبه ای قرض نمی دهم ...!
    دیدن مطلب
    غریبه
    غریبه ای بیش نیستم من اینجا... در این روزگار غریب ... در این شهر غریب ... شاید روزی غریبه ای اشنا از راه رسید ... که غریبانه دل به من بست و من با این ...
    دیدن مطلب
    ترانه‎های عاشقانه
    ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧد ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺯﺷﺖ ﭼﺎﻗﯽ ﯾﺎ ﻻﻏﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻣﯽﺟﻨﮕﺪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﯼ ﮐﻪ دم ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻨﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – گله دار جوانیم
    از زندگانیم گله دارد جوانیم شرمنده جوانی از این زندگانیم دارم هوای صحبت یاران رفته را یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق داده نوید زندگی ...
    دیدن مطلب
    قفل خموشی
    دل شکسته
    اشعار فریدون مشیری – غریب
    بغض
    میرم بی خداحافظی
    ترانه‎های عاشقانه
    یک کوچه ی تنها و من
    دلم گرفته ای دوست
    صندلی کنار دستم
    غریبه
    ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ
    اشعار شهریار – گله دار جوانیم

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید