ترانه‎های عاشقانه

بدون دیدگاه

بی هیچ اسمی می‌شه عاشق شد
بی هیچ ردّ آشنا رو خاک
من سال‌ها عاشق شدم بی تو
یک حسِ بی تفسیر وحشتناک
من عاشق رفتارهای تو
این ترس بی‌اندازه شیرینم
تو عاشق چیزی که پنهونه
من عاشق چیزی که می‌بینم
بی هیچ اسمی می‌شه عاشق شد
جادوی این دلدادگی کم نیست
با عشق و بی‌تابی مدارا کن
حوّای من! تقصیر آدم نیست
حس دلتنگیمو بشناس
حس عاشقانه‌ی من
راز این خونه سکوته
حرمت سکوتو نشکن
اگه این ترانه هر شب
سرشو به در نکوبه
کی می‌دونه بی تو بودن
واسه من بده یا خوبه؟
دور از تو افتادم ولی هر شب
حس می‌کنم بسیار نزدیکی
خاموش شد فانوس من ای کاش
عادت نمی‌کردم به تاریکی
بی هیچ اسمی می‌شه عاشق شد
بی هیچ نامی از تو یا از من
بیدار کن این ترس پنهونُ
این عادت هر روزه رو بشکن
بی هیچ اسمی می شه عاشق شد
جادوی این دلدادگی کم نیست
با عشق و بی‌تابی مدارا کن
حوّای من! تقصیر آدم نیست
حس دلتنگیمو بشناس
حس عاشقانه‌ی من
راز این خونه سکوته
حرمت سکوتو نشکن
اگه این ترانه هر شب
سرشو به در نکوبه
کی می‌دونه بی تو بودن
واسه من بده یا خوبه؟

دانـــــلود

مشخصات

  • 168 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    باران که شدى مپرس ، اين خانه ى کيست سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست باران که شدى، پياله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست باران ! توکه ...
    دیدن مطلب
    اشعار عاشقانه
    دلبری آمد و خندید و معما شد و رفت با نگاهی گذرا در دل ما جا شد و رفت پای می خواست رود سوی نگاه از پی او غمزه ای کرد که دل ...
    دیدن مطلب
    چــقــدر گـریـه و زاری؟ کـی تـمـومـه بـی قـراری؟ کـی میای پیشم بمونی؟ کی تو ناممو می خونی؟ راسـتـی تـو مـیای کنارم؟ تو می دونی بی قرارم؟ غــیــر تــو کــســی نــدارم، زود بـیـا تــاب ...
    دیدن مطلب
    عاشق زني مشو... كه مي انديشد، كه مي داند، كه داناست، كه توان پرواز دارد، يا زني كه خود را باور دارد! عاشق زني مشو... كه هنگام عشق ورزيدن، مي خندد يا مي گريد، كه قادر است جسمش ...
    دیدن مطلب
    سقف خونم طلاي ناب زير پاهام حصير سرد تو دست من سيب گلاب اما دلم پره ز درد مثل درخت بيدکي تکيه مو دادم به کسي شدم درختي تو کوير تنها و خشک يک اسير اما يه ...
    دیدن مطلب
    غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمارم تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشه مو سوزونده آفت غرور از حالا تا همیشه مو اگه بهت ...
    دیدن مطلب
    گریه نمی‌کنم نه اینکه سنگم گریه غرورم‌و بهم می‌زنه مرد برای هضم دلتنگی‌هاش گریه نمی‌کنه قدم می‌زنه گریه نمی‌کنم نه اینکه خوبم نه اینکه دردی نیست نه اینکه شادم یه اتفاق نصفه نیمه‌ام که یهو میون زندگی ...
    دیدن مطلب
    دریغ
    درد را در قفس سینه فشردیم ,دریغ! دل خود را به کف غصه سپردیم,دریغ! گر چه مجموعه به مجموعه سرودیم غزل ما به درد دل یک فرد نخوردیم دریغ! سال ها خورده غم خوب ...
    دیدن مطلب
    ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺼﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ؛ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺒﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﯾﺶ ؛ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺗﺒﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻭ ....... ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎﻩ ...
    دیدن مطلب
    در دام نگاه تو اسیرم
    چندیست که در دام نگاه تو اسیرم درگیر زمستانم و دلبسته ی تیرم هر توبه که مستلزم نشکسته شدن نیست این عشق خطاییست که باید بپذیرم در راه پر از برکه و مرداب و ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    خسته ام! بی آنکه بدانم معنی خستگی چیست... انگار چیزی در مغزم رو به انفجار است. انگار چیزی در من درد می کند، مثل جای خالی نوشتن، مثل رفتنی که برود و دیگر نیاید و مثل ...
    دیدن مطلب
    کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت
    کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت تا که برگردم شنیدم ،از غمم نالیدو رفت دیده بودم خواب مادر را شب میلاد من لحظه ای آمد کنارم،صورتم بوسیدو رفت مادرم چندین بهاراست،ازکنارم رفته است مثل ...
    دیدن مطلب
    باران یکیست
    دلبری آمد و خندید و معما شد و
    ترانه‎های عاشقانه
    عاشق زنی مشو
    درختی تو کویر
    ترانه‎های عاشقانه
    ترانه‎های عاشقانه
    دریغ
    قلب زیبا
    در دام نگاه تو اسیرم
    خسته ام
    کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید