ترانه‎های عاشقانه

بدون دیدگاه

من و تو دو تا پرنده .. تو قفس زندونی بودیم
جای پر زدن نداشتیم .. ولی آسمونی بودیم
ابر و بارون‌و می‌دیدیم .. اما دنیامون قفس بود
چشم به دوردستا نداشتیم .. همینم واسه ما بس بود
اما یک روز اونایی که .. ما رو با هم دوست نداشتن
تو رو پر دادن و جاتم .. یه دونه آینه گذاشتن
من خوش‌باور ساده .. فکر می‎کردم رو‌به‌رومی
گاهی اشتباه می‌کردم .. من کدومم تو کدومی
با تو زندگی می‌کردم .. قفس تنگ و سیاه‌و
عشق تو از خاطرم برد .. عشق پر زدن تا ماه‌و
اما یک روز باد وحشی .. رویاهام‌و با خودش برد
قفس افتاد و شکست و .. آینه افتاد و ترک خورد
تازه فهمیدم دروغ بود .. دنیایی که ساخته بودم
دردم از اینه که عمری .. خودم‌و نشناخته بودم
تو تو آسمونا بودی .. با پرنده‌های آزاد
من تن‌خسته رو حتا .. یه دفعه یادت نیفتاد
حالا این قفس شکسته .. راه آسمون شده باز
اما تو قفس نشستم .. دیگه یادم رفته پرواز

دانـــــلود

مشخصات

  • 234 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    دلم تنگ است
    دلم تنگ است دلم میسوزد از باغی که میسوزد نه بیداری ، نه دیداری، نه دستی از سر یاری مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری تمام عمر بستیم و شکستیم، بجز بار پشیمانی نبستیم جوانی ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    این روزها...درونم غوغاستشهری به این بزرگیزیر اسمان بزرگپیاده میرومكفش هایم خسته اندخسته از مسیرهای تنهایی كه تو در سایه دیگری طی میكنیاین روزها...قلبم فقط مجبور است كه به جایم زندگی ...
    دیدن مطلب
    اشعار عاشقانه
    ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ... ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ﯾﺎ ﻏﯿﺮﻋﻤﺪ ... ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ... ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ... آﻧﻘﺪﺭ دل ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ ... ﺣﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﻧﺠﯿﺪﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ... اﺷﮏ ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – دولت می
    امشب از دولت می دفع ملالی کردیم این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم ما کجا و شب میخانه خدایا چه عجب کز گرفتاری ایام مجالی کردیم تیر از غمزه ساقی سپر ...
    دیدن مطلب
    غروب
    شبی مست رفتم اندر ویرانه ای ناگهان چشمم بیافتاد اندر خانه ای نرم نرمک پیش رفتم در کنار پنجره تا که دیدم صحنه ی دیوانه ای پیرمردی کور و فلج درگوشه ای مادری مات ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    آدمها ... ... وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند .... وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ، ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند.... وقتی که ...
    دیدن مطلب
    ترانه‎های عاشقانه
    سکوت گورستان رامیشنوى؟ دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ... میرسد روزی که هرگز در دسترس نخواهیم بود ... خاک آنتن نمیدهد که نمیدهد...! ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ ... ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ... ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – غم دنیا
    چند بارد غم دنیا به تن تنهایی وای بر من تن تنها و غم دنیایی تیرباران فلک فرصت آنم ندهد که چو تیر از جگر ریش برآرم وایی لاله ئی را که بر او ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق، زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق، روحمان آبستن یک عمر تنها بودن است، طفل حسرت نوش ما دنیا نمی آید رفیق، دستهایت ...
    دیدن مطلب
    بدو بوسه دات کام
    یه نفر باید باشه , یکی اونقدر بخوادتاونقدر دیوونت باشه و به روی خودش نیاره !اونقدر منتظر فرصت باشه تا بهت بگه چقدر دوستت دارده !اونقدر که وقتی موقعیتش جور ...
    دیدن مطلب
    چگونه این همه باران چگونه این همه آب که آسمان و زمین را به یکدیگر پیوست به خشک سال دل و جان ما نمی نفشاند ؟ چه شد ؟ چگونه شد آخر که دست رحمت ...
    دیدن مطلب
    آهِ سردی که در شکارِ منی بغضِ دردی که یادگارِ منی تو غریبانه سوزِ پاییزی برگِ زردی که در بهارِ منی تنِ سردم تمامِ دیوارَست تو دریچه که در حصارِ من نیست بالاتر از کدورتِ تو ای ...
    دیدن مطلب
    دلم تنگ است
    این روزها
    دل ﺷﮑﺴﺘﻪ
    اشعار شهریار – دولت می
    مستی شبانه
    هدیه
    ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ
    اشعار شهریار – غم دنیا
    رفیق
    یه نفر باید باشه
    اشعار فریدون مشیری – ابر و باران
    آسمان غمینِ اهوازم

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید